××××××××××××× می روم با ره خود. سر فرو.چهره به هم. باکسم کاری نیست. سد چه بندی به رهم؟ دست بردار! چه سود آید باز. از چراغی که نه گرماش و نه نور؟ چه امید از دل تاریک کسی. که نهادندش سرزنده به گور؟ می روم یکه به راهی مطرود. که فرو رفته به آفاق سیاه. دست بردار از ین عابر مست. یک طرف شو! منشین بر سر راه! ×××××××××××××